بسوی انقلاب

یک سایت دیگر با وردپرس

این دیکتاتوری است، این جنایت است!- حمید قربانی

بدست • 20 فوریه 2012 • دسته: اهم مطالب٬ بحث آزاد

مقدمه مترجم

با نگاهی به سایت ها چشمم به خبری درسایت روزنامه ی آفتون بلادت روزنامه ی عصر سوئد افتاد که حقیقت ان و واقعن برایم غیر قابل تصور بود. خبر مربوط به مصاحبه ای است با رئیس اتحادیه ی پلیس یونان، کریستوس فوتوپوآلوس که درآن نمایندگان اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق پول بین المللی را بعنوان جنایتکار معرفی نموده و دستور دستگیر شان را صادر کرده است.

این روز ها مطالب زیادی در باره بحران یونان و مبارزات کارگران و زحمتکشان آنجا می بینیم . ازجمله نمونه هایی از آن را اشاره می کنم . من خوانده بودم که تعداد 40 نفر نماینده مجلس به جرم رأی ندادن به جعبه ریاضت اقتصادی پیشنهادی از طرف این سه ارگان (ترویکان) از احزاب خود اخراج شده اند. من دیده بودم که ساختمان احزاب خائن به کارگران و توده ها وبانک ها در آتش می سوزند. تظاهرکنندگان خشمگین را دیده ام که باشعار آزادی ونان چه بی باکانه با نیروی سرکوبگر در گیر می شوند. این را نیز می دانستم و شنیده بودم که دانش آموزان شرکت کننده در تظاهرات روز و شب جمعه تا یکشنبه، در جواب سئوال خبر نگاری که پرسید، شما چرا در مدرسه نیستید و در تظاهرات هستید؟ خیلی مهربانه جواب آنها چنین بود: ” برای اینکه امروز صبح غذا به اندازه کافی نداشتیم و با شکم خالی چگونه می توانیم به درس گوش کنیم.؟”. این را نیزدیده بودم که یک دانشجو می گفت که در یونان همه چیز را غارت کرده اند، همه چیز را بانک ها دزدیده اند و ما برای بیشتر غارت نشدن مجبور به اعتراض و تظاهرات هستیم. زمانی که دوستان اش گفتند که راهی جز فرار از یونان برایشان نمانده است، او خیلی ساده گفت : ” نه، من می مانم.”، زمانی که خبرنگار دلیل اش را پرسید،دختر بیست ساله گفت برای اینکه: “انسان نمی تواند و منصفانه و درست نیست که از مشکل فرار کند، بلکه باید ماند وآن را حل کرد”. همچنین این را خوانده بودم که 8 وزیر دولت پاپادیموس بوروکرات- تکنوکرات و برگزیده همین سه ارگان حاکم بر اقتصاد جهان، بعلت مخالفت با برنامه های ریاضت اقتصادی اش استعفا داده و یا بر کنار شده اند. و اما، ناظم نظم را ندیده بودم که خود بر علیه نظم و اداره کنندگان و دستور دهندگان اش بایستد و آنها را جانی و جنایت کار خطاب نماید و مستحق بازداشت ومحاکمه شدن ! آری این دیگر واقعن عجیب می نماید.آیا واقعن این، نشانه این نیست که یونان در آستانه ی انقلاب اجتماعی است؟ آیا طبقه حاکمه یونان از هم فرو نمی پاشد؟ آیا این را نمی توان نشانی از پیش رفت و تعمیق یافتن جنبش دانست؟ بله، در تاریخ انقلابات همواره زمانی فرا می رسد که در میان نیروهای وابسته به نظم کهنه و در حال فروپاشی شکاف افتاده و بخشی از آنها به انقلابیون می پیوندند. ما روزهای آخر مبارزات و اعتراضات مردم ایران بر علیه نظام نوکر سرمایه وشکنجه گر شاهنشاهی را بیاد داریم که بخشی ازنیروهای هوا برد ارتش به انقلابیون پیوستند. به قول مصاحبه کنند: “ستون های نگه داری نظم اجتماعی موجودیکی بعد از دیگری در هم می ریزند”. این را می گویند شرایط انقلابی، این را می گویند اوضاع و شرایط قبل از خود انقلاب. هنگامی که رئیس 50 هزار پلیس بیاید و بگوید اینکه بوسیله سیاست مداران دستور داده شود، کارگران و مردم را سرکوب نمایند و گاز اشک آور به طرف اعتراض کنندگان پرتاب نمایند، این دیکتاتوری است، این همان کاری است که در زمان اشغال نازیست های آلمانی در جنگ دوم جهانی در یونان اتفاق افتاد. آنچه امروز در یونان می بینیم، همان خفقان و فشاری است که در زمان حکومت سرهنگان نظامی اعمال شد. سیاسیون به پلیس فرمان سرکوب تظاهرکنندگان را می دهند که فقط از سرمایه داران و بانک ها حمایت و دفاع کنند. ما دیگر توان این کار را نداریم. سیاسیون به موجودات وحشتناکی تبدیل شده اند. آنها نه توان و نه لیاقت رهبری مردم را دارند. این فروپاشی نظم کهنه و فرا رسیدن زمان فرا روئیدن نظم جدید از زهدان نظم کهنه است. جنین برای خفه نشدن، مامایش را فریاد می زند.

در زیر خلاصه ای از ترجمه را می خوانید و می توانید با مراجعه به آدرس زیر مطلب، خود مصاحبه را ببینید. رئیس اتحادیه پلیس یونان خواستار دستگیری نمایندگان اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول شد!

آفتون بلادت- 15 فوریه 2012

مصاحبه کننده کد هامار

فوتوپوآلوس: ” سیاستمداران از نیروی پلیس بر علیه کارگران، جوانان و مردم عادی فقط برای دفاع از سرمایه داران استفاده می کنند. این دیکتاتوری است. این همان کاری است که در زمان اشغال نازیستی کردند، درحکومت سرهنگان کردند و امروز در یونان باز هم انجام می دهند. این جنایت است. سیاستمداران فکر می کنند که من ومیکیس تئوداراکیس(1) برای کشور یونان خطر هستیم که به پلیس دستور می دهند که بسمت ما گاز اشک آور پرتاب کنند. ”

خبر نگار: این حرف ها ی یک تظاهر کننده خشمگین در میدان مرکزی شهر(سیگماتاما) و در جلوی پارلمان یونان نیست و همچنین این یک فعال سیاسی نیست که چنین اتهاماتی را متوجه سیاست مداران می کند، بلکه این رئیس اتحادیه پلیس است که 50 هزار پلیس را ریاست می کند و در اتاق گرمش این حرف ها را می زند. واقعن چه دارد اتفاق می افتد زمانی که نیروی نظم بر علیه حاکمان نظم و دستور دهندگان اعلام جرم نماید ؟ دریک شرایط عادی این نیروی پلیس است که پروانه به کار بردن خشونت را برعلیه تظاهر کنندگان و اعتراض کنندگان بهم زننده ی آرامش و نظم و زیر سئوال برنده گان اقتدار نظم مستقر را دارد. در یونان هم این چنین بود. و اما، اکنون این نیروی نظم است که از به کار بردن خشونت دولتی عاجزمانده است. یونان به کدام سوی می رود؟ به سوی گسترش اعتراضات اجتماعی و تبدیل به از هم پاشیدن ؟

خبر نگار: من شنیده ام که شما دستور دستگیری نمایندگان اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول را صادر کرده اید. حتمن، این یک شوخی است، مگر نه ؟ رئیس اتحادیه پلیس: نه، اصلن شوخی نیست و ما جدان خواستار دستگیری آنها هستیم. آنها باید دستگیر شده و محاکمه شوند. زیرا که آنها مجرم هستند. آنها بر علیه مردم یونان مرتکب جرم شده اند. کار آنها جنایت است. ما خودمان نمی توانیم این کار را بکنیم، ولی از هیچگونه همکاری برای دستگیری و تحویل آنها به دستگاهای قانونی خود داری نمی کنیم. ”

خبر نگار می نویسد: که کریستوس فوتوپوآلوس مایل است که نیروی نظم در کنار تظاهر کنندگان قرار بگیرد. دیروز در آتن قول داده شد که یونان 325 میلیون یورو دیگر پس انداز نماید. یونانی ها تظاهرات و اعتراض می کنند. سیاست مداران موجودات وحشتناکی هستند. آنها هر گونه حمایت مردم را از دست داده اند. هر چه زمان می گذرد، فقط ثروتمندها تروتمندتر شده و فقرا فقیرتر می شوند. زمانی که قدرتمندان خود را مورد تهدید می بینند، آنها پلیس را بر علیه تطاهرکنندگان بسیج می کنند، برای اینکه از متمکنان و پول داران مواظبت کنند. کریستوس فوتوپوالوس فکر می کند، این اقدام اقدام وعملی غلط است. او خود هنگامی که بر علیه کاهش دادن ها و جعبه ریاضت اقتصادی در تظاهرات شرکت کرده بود، مورد شلیک گاز قرار گرفت. اکنون او برای پی آمدها اخطار می دهد، در آینده اعتراضات زیادتر می شوند. و این منجر به شورش می شود.

کریستوس فوتوپوآلس – از پلیس برای فشار بیشتر به مردم استفاده می کنند. ما دیگر توان این کار را نداریم. ثروتمندها ثروتمندتر می شوند و فقیرها فقیرتر. این به رشد، عمیق تر گردیدن و گسترده شدن بیشتر اعتراضات منجرمی شود. این به شورش و طغیان منجر می انجامد.

-  او همچنین می گوید : ما باید اعتراف کنیم که پلیس را در جهت غلطی مورد استفاده قرار می دهند. این درست همان شیوه ای است که در زمان اشغال بوسیله نازیست های آلمانی به کار گرفتند. این همان شیوه ای است که در زمان حکومت خوانتای نظامی به کار گرفته شد که امروز باز هم در یونان مورد استفاده قرار می دهند. نمی توان از فرمان سیاسیون پیروی نمود. هنگامی که آنها از کاپیتالیست ها، بانک داران و متمکنان حمایت و مواظبت می کنند.

خبر نگار: 40 نماینده مجلس متعلق به دو حزب بزرگ یونان و ازطرفداران برنامه های ریاضت اقتصادی پایا دیموس تکنوکرات از این احزاب اخراج شدند. به خاطر مخالفت با سیاست این احزاب سیاسی در پشتیبانی از جعبه ریاضت اقتصادی و کاهش در بودجه عمومی و فقیرتر کردن فرودستان جامعه ی یونان. ستونهای نظم موجود در حال فروریزی هستند”.این دلیلی قانع کننده است که نمایندگان بسیاری در مجلس می بایست نگران شوند.

پایان مصاحبه

من اخیرن در مطلبی راجع به تظاهرات 300 هزار نفره کارگران و جوانان پرتغال که با باندرول ” نه به استثمار، نه به نابرابری و نه به فقر” تظاهرات کرده بودند، به این اشاره کردم که همه چیز برای انجام و پیروزی انقلاب اجتماعی در کشورهائی همچون یونان و پرتغال آماده است، جز سازمانیابی سیاسی طبقه کارگر. جز حزب طبقه کارگر. حزبی که از درون مبارزه طبقاتی حی و حاضرجامعه ریشه گرفته و بوسیله سوسیالیست های دورن جنبش طبقه کارگراساسن ایجاد شده و بر نیروی طبقه کارگر متکی است. حزبی که استراتژی اش را بر اساس پیشبرد و ادامه مبارزه طبقاتی کارگران بر علیه سرمایه داران و دولت آنها تا قیام مسلحانه توده ای برای برانداختن دولت حاکم و بنیادگذاری دولت شورائی کارگران و سایر زحمتکشان(دیکتاتوری پرلتاریا) قرار دهد. بدون وجود چنین حزبی پیروزی غیرممکن و خیلی بعید به نظر می رسد. ولی این را باید اضافه نمود که با خواندن تاریخ انقلابات اجتماعی ، چه پیروزمند و چه شکست خورده، متوجه این نکته می شویم که در لحظه ای که تودههای میلیونی به خیابانها می ریزند، در لحظه ای که خشم وفداکاری برحق تودهها مرگ را تحقیر می کند، در لحظه ای که مردم کارگر و زحمتکش چند هفته و چند روز قبل، از فقر و ناداری به ستوه می آیند، به خیابان ریخته و میادین را تسخیر می کنند، در لحظه ای که آتش عصیان فرودستان قصرهای عظیم زلوصفتان سرمایه دار را در خود غرق می کند و می سوزاند. در لحظه ای که نیروی سرکوب دیگر نه تنها همسایه، دوست و آشنای خود، بلکه بیشتر از همه خواهر و بردار و حتا مادر و پدر خویش را در برابر خویش می بیند، خیلی ها که تا آن لحظه فقط بعنوان چماق برعلیه اعتراض کنندگان و مبارزان به کار برده می شدند، لوله تفنگ ها را از نشانه روی بسوی سینه تظاهر کننده خواهان نان و آزادی برای همه، برمیگرداند و بسوی اربابان و سرمایه داران و فرمانده تحقیرکننده خود نشانه می روند. خیلی ها از ترس و تعدادی زیادتر بعنوان انسان دارای احساس، دارای شعور انسانی واز سر آگاهی صفوف طبقه حاکمه را ترک می کنند و به انقلابیون و مبارزان برای سرنگونی نظم پوسیده و مانع ترقی همه جانبه اجتماع می پیوندند. و اما، این هم از تجربیات انقلابات شکست خورده، به خون آمیخته گردیده ( از کمون پاریس تا انقلاب 22 بهمن در ایران1357 واکنون بهار عرب و ..)، گواه این هستند که در چنین لحظاتی، تودهها را این احساس انسانی، ولی ناآگاهانه فرا می گیرد که دیگر بس است. نباید بیشتر از این جلو رفت، نباید دستگاه حاکمه زورگو را بیشتر از این در هم شکست، می توان از این دستگاه تا اندازه ای ضربه خورده که نیروهایش به ما پیوسته و می پیوندند، استفاده کرد و اگر نیز احتیاج هست باید با نیروی خودمان آنرا مرمت و تقویت کنیم و به حامی خود در برابر یک عده مفت خور تبدیل کنیم. این نیروها نیز از فرزندان ما تشکیل گردیده اند و پس می توانند یاری کننده ی ما باشند. این هم به راستی و بازهم به گواهی همان تاریخ ازعدم وجود همان نیروی سیاسی سازمان یافته ی پرولتری ناشی میشود. زیرا که اگر این نیرو موجود باشد، تودهها را می تواند آگاه کند، در مبارزه آموزش دیده و آموزش دهد. برای این است که لنین از 4 شرط یک انقلاب پیروزمند، چهارمین را وجود حزب می داند. او در پیام بمناسبت چهلمین سال پیروزی کمون پاریس ، چنین می نویسد: “” انقلاب پيروزمند اجتماعی لااقل مستلزم دو پيش شرط می‌باشد: تکامل نيروهای مولده بايد به سطح بالائی رسيده باشد و پرولتاريا به اندازۀ کافی آماده باشد. ولی در 1871 اين دو پيش شرط موجود نبودند. سرمايه‌داری فرانسه هنوز رشد ناچيزی داشت و فرانسه در آن زمان عمدتاً يک کشور خرده بورژوائی بود (سرزمين پيشه وران، دهقانان و خرده فروشان و غيره). از طرف ديگر يک حزب طبقۀ کارگر وجود نداشت، آمادگی و تعليم درازمدت طبقۀ کارگر – که در مجموع هنوز حتی تجسم روشنی از وظايف خود و راه‌حل‌های آن نداشت – موجود نبود. نه يک تشکيلات جدی سياسی پرولتری وجود داشت و نه اتحاديه‌های کارگری و سازمانهای تعاونی وسيع …” لنین گرامی باد یاد کمون ، 40 سال بعد از شکست و به خون کشیدن کمون پاریس- تأکید از من است.

و باز هم این اواست که در تزهای مربوط به رویاندن انقلاب بورژوائی فوریه 1917 روسیه به انقلاب کارگری سوسیالیستی نوشت: “…برانداختن سازمان پلیس، ارتش و منصب داری بوروکراتیک، به کلیه ی مستخدمین دولتی که انتخابی و درهرموقع قابل عزل خواهند بود حقوقی پرداخت شود که از حقوق متوسط یک کارگر خوب بیشتر نباشد.” لنین- قسمتی ازتز پنجم از تزهای آپریل 1917)، نوشت. فقط این نگاه می تواند به طبقه کارگر یونان وایران و … کمک کند که شرایط و وسائل پیروزی انقلاب خویش را در یابند. ضمن خوش آمد گوئی به پپوسته گان به صفوف خود و با استفاده از شیوه و متد تحلیل مشخص از شرایط مشخص، خود را برای فرا رفتن آماده کنند. طبقه کارگر متشکل و متحزب در رأس جنبش فرودستان (%99)ها، ضامن پیروزی است. زنده باد انقلاب یونان، زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم.

حمید قربانی- 19فوریه 2012

(1) میکیس تئودوراکیس موزیسین، آهنگ ساز و خواننده شهیر یونانی است که معرف حضور همه است. او سازنده وخالق آهنگ ضد بر علیه حکومت سرهنگان یونان می باشد که اکنون پیر شده و در فیلمی که می بینید او با تکیه به چند نفر در تظاهرات چند صد هزاره میدان سیگاماتا شرکت نموده است.

(2) لینک مصاحبه :

http://www.radda-sverige.nu/polisch…

Pal


فرستادن نامه به این نویسنده | همه‌ی نوشته‌های

دیدگاه خود را بیان کنید.