بسوی انقلاب

یک سایت دیگر با وردپرس

هزینه انسانی انقلاب شکست خورده – ارنست مندل، ترجمه از م.مینایی

بدست • 21 فوریه 2011 • دسته: اهم مطالب٬ متون آموزشی


در ماههای نوامبر و دسامبر سال 1918 و در ماه مارس سال 1920 آلمان تحت حاکمیت شوراهای کارگری در صدر خبرها قرار داشت. دو عامل اساسی موجب شکست دو قیام کارگری در سالهای 19-1918 و انقلاب کارگری آغاز شده در 1920 شدند:
1) همکاری سوسیال دمکراسی ( که بزرگترین حزب سیاسی را در میان کارگران نمایندگی می کرد) با نظامیان و الیت بورژوایی و
2) رهبری خام و ناکارآزموده انقلاب.

طبقه کارگر آلمان همچون بخش بزرگی از جمعیت جهان بهای سنگینی برای این فرصت سوزی پرداخت.

البته نمی توان تخیل ذهنی ” چه می شد اگر…” را جایگزین روند واقعی تاریخ که عملا ً اتفاق افتاده است ، کرد. اما نشان دادن تجربی نتایج اتفاقات آلترناتیو عینی امکان پذیر است.

می توان پیش بینی کرد طبقات انقلابی و ضد انقلابی بهمراه اقشار اصلی و احزاب نماینده خود نقش اصلی را در این پروسه ایفا کنند. از آنجا که طبقات و احزاب از انسانها پدید آمده اند هر کس نقش خود را بازی می کند و طبیعی است که ” افراد راهبر” نقش اصلی را در فراز و فرود انقلابات بازی کنند. زیرا فاکتور سوبژکتیو ( دوراندیشی، مصمم بودن، توانایی بیان روشن اهداف طبقه و قدرت فراخوانی طبقه به عمل و …) هرگاه که تاریخ به گرهگاه خود برسد نقش عمده ای بازی می کند.

پنج تز ارائه شده در زیر خیالپردازی صرف نبوده و عملا ً قابل اثبات است:

1- انقلاب شکست خورده آلمان در سالهای 1918 و 1919 و امکانات ضایع شده انقلابی در 1920 و 1923 آب پخشان تاریخ قرن بیستم است.انقلاب پیروزمند در آلمان و و همگامی اش با انقلاب روسیه در ماهها و سالهای نخست بعد از سقوط امپراطوری ویلهمین از نظر ناظرین معاصر – طرفه اینکه در میان مفسرین ضد انقلاب بیش از کمونیست های انترناسیونال- امری واقع بینانه است. برای اثبات این ادعا کافی است نگاهی به بیانات وینستون چرچیل و مارشال فوخ بیاندازید.

2- اتحاد انقلاب پیروزمند اکتبر با انقلاب پیروز آلمان و اتریش چهره اروپای شرقی و میانه از جمله ایتالیا را تغییر می داد. حتا بدون گسترش به فرانسه و انگلستان، کنفدراسیون سوسیالیستی تاریخ اروپا و سراسر جهان را به مرحله متفاوتی ارتقا می داد.

3- در این صورت پیروزی دیکتاتوری بوروکراتیک در روسیه شوروی امکان ناپذیر می شد. دو عامل اصلی در روسیه که موجب خستگی و سرخوردگی فزاینده طبقه کارگر شوروی و به تبع کاهش از بین رفتن نقش شوراهای خودگردان کارگری بعد از سال 1920 و در نتیجه غلبه دیکتاتوری استالینی بر این طبقه شدند عبارتند از :
الف- گرسنگی و فروپاشی سازمان اقتصادی در نتیجه جنگ جهانی و جنگ داخلی و
ب- تحلیل رفتن میل طبقه کارگر روسی برای انقلاب جهانی .
این دو عامل عمده برای پیروزی دیکتاتوری بروکراتیک می توانست با ادغام شوراهای کارگری آلمانی با شوراهای روسی به میزان زیادی کاهش یابد. اگر صنایع آلمان و بازار روسیه تحت رهبری طبقه کارگر متحد می شدند می توانستند به سرعت بر کاستی ها و مشکلات فائق آیند.

4- در جریان بحران عظیم سال 1929 جنبش انقلابی می توانست سراسر اروپا را در نوردد.

5- بحران امپراطوری های استعماری 20 سال زودتر شروع می شد و حداقل یکصد میلیون نفر که بین سالهای 1918 و 1945 رنج دیدند از بدبختی و فلاکت رها می شدند.

تصویر فوق چشم انداز تاریخی جهانی است که انقلاب ضایع شده آلمان در سالهای 1918 و 1919 می توانست در صورت پیروزی آن را خلق کند. آنجا دیگر نه اثری از استالین یافت می شد و نه هیتلر. نه آشویتس و نه گولاگ و مطمئنا ً جنگ جهانی دوم هم بوقوع نمی پیوست.

Pal


فرستادن نامه به این نویسنده | همه‌ی نوشته‌های

یک دیدگاه »

  1. لطفا مشخصات نوشته اصلی را درج کنید. برای اطلاع شما مطالبی از مندل که به فارسی ترجمه شده و ما به آن ها دسترسی ‏داشتیم در بخش فارسی سایت مندل جمع آوری کرده ایم. آدرس آن:‏
    http://www.ernestmandel.org
    برای غنی تر شدن و معرفی آن ما را یاری رساند.‏
    سپهر

دیدگاه خود را بیان کنید.