بسوی انقلاب

یک سایت دیگر با وردپرس

دستها دارند رو می شوند… م.مینایی

بدست • 16 فوریه 2011 • دسته: سر مقاله

لحظه سنتز تاریخ معاصر خاورمیانه عربی با قیام خلق تونس و فرار بن علی فرا رسید و متعاقب آن نخستین بارقه های انقلاب در مصر، یمن، اردن و سایر دیکتاتوری ها جهیدن گرفت. علیرغم تحلیل بی پایه دو هفته پیش ِ کارشناسان اتو کشیده بنگاههای خبرپراکنی از جمله بی بی سی – که هنری جز اقامت در هتل های شیک و لاس زدن با سیاستمداران منگ از قدرت و ثروت ندارند – مبنی بر اینکه نباید مصر را با تونس اشتباه گرفت و امکان حرکات اعتراضی از نوع تونس در مصر چیزی در حد صفر است ناگهان چشم گشودند و از پنجره های هتل محل سکونت خود شاهد بوق های ممتد خودروهایی شدند که با بوق های معمولی روز های پیش تفاوت کیفی داشتند. انقلاب مصرآغاز شد و این انقلاب از جهاتی فراگیرتر از انقلاب 1919 بر علیه اشغالگری است.
انقلاب مصر مذهبی نیست زیرا مردم از هر دین و آیینی در آن دوشادوش هم مشارکت دارند. رفرمیستی هم نیست زیرا مردم خواهان عزل رئیس جمهوری هستند که نماد نظام دیکتاتوری و استثمارگر مصر است. محدود به طبقه متوسط ( همان طبقه ای که در ایران کشف اش کردند و سابقا ً خرده بورژوازی اش می خواندند) نیست. در ضمن و مهمتر از همه ً بحرانی گذرا نیست. حتا خامنه ای هم متوجه شده زلزله ای عظیم وقوع یافته که دیر یا زود اثرات تخریبی آن دامن دیکتاتورها و سلاطین مذهبی و سکولار و از جمله حاکمیت فاشیستی وی را خواهد گرفت. آری از دید امثال خامنه ای این وقایع زلزله اند و بر عکس از دید ستمدیدگان چون رودی خروشان که سرسبزی و نعمت به ارمغان خواهد آورد. آرزوی غارتگران سوار شدن بر امواج خروشان و آرزوی محرومین و زحمتکشان ساختن جامعه و نظمی نوین است که در آن رنج های انسانی التیام یابد . آیا این آرزوها تحقق خواهند یافت؟
تاریخ درس های فراوانی برای آموختن دارد. اگر از تاریخ نیاموزیم مانند کودکی خواهیم بود که دیروز بدنیا آمده باشیم. حال کسانی که تاریخ را می دانند وقایع امروز را نقطه به نقطه به ما خواهند گفت.
تاریخ به ما می گوید منافع حاکمان و دولتها با منافع محرومان و ملت ها متفاوت است. دلیل اینکه همه دولتها در پی برچیدن بساط اعتراض مردم مصر و منطقه حتا به قیمت قربانی کردن یار غار دیرین شان هستند این مسئله است: هراس از تعمیق انقلاب!
اما بساط این اعتراضات بر چیدنی نیست. منظورم این نیست که مردم منطقه حتما ً به نتیجه دلخواه خود خواهند رسید. چندین احتمال محتمل وجود دارد. اما آنچه قطعی است فوران انرژی انقلابی است که سالها و دهه های آینده همچنان تاثیرگذار خواهد بود. مثل کشور خودمان. اتفاقات سالهای گذشته و خصوصا ً وقایع پارسال بر علیه نظام دیکتاتوری بی شک تداوم آمال سرکوب شده و به یغما رفته ی ِ انقلاب بهمن 57 است که اینروزها در سالگرد آن قرار داریم.
از طرفی بلندگوهای دول نولیبرال و ابزارهای تبلیغی آنها قضیه را خیلی پیش پا افتاده و سطحی مطرح می کنند و درست همانند بحران اقتصادی اخیر که در مراحل نخست آن را گذرا و بی اهمیت جلوه می دادند طوری وانمود می کنند که گویا با جابجایی قدرت و تغییر یک فرد قضایا رفع و رجوع خواهد شد. این تصور بلاشک باطل و ناراست است زیرا ریشه این نارضایتی ها و اعتراضات به سالهای دور بر می گردد.
به سالهایی که منطقه خاورمیانه محل جولان اندیشه های اقتصاددانان لیبرال و نولیبرال بود. اقتصاد دانانی که رشد و توسعه ادعایی آنها صرفا ً بر روی کاغذ و در نمودارهای خیالی واقعیت دارد و سفره خالی زحمتکشان و وخیم تر شدن روزافزون وضع معیشتی مردم خلاف ادعا های آنان را ثابت می کند. از آنجا که پیوند تنگاتنگی میان صاحبان صنایع نظامی آمریکا و کارگزاران نولیبرال سیاسی آنها در وزارت امورخارجه وجود داشته و دارد به تبع مجموعه حاکمان امپریالیست پشتیبان بی قید و شرط دیکتاتورهای منطقه بودند. اما ممکن است این سوال پیش بیاید که پشتک وارو زدن های اخیر مدعیان دمکراسی در کاخ سفید و الیزه و باکینگهام و … از چه روست؟ چگونه است که یکی به میخ می زنند و یکی به نعل؟ برای کسانی که وقایع سالهای گذشته را بیاد دارند این سیاست بازی ها تعجبی ندارد زیرا یادآور حمایت دولت بوش پدر از مردم رمانی در برابر چائو شسکو است. رژیمی که آمریکا با آغوش باز ان را پذیرفته بود و در میان دول بلوک شرق گسترده ترین و صمیمانه ترین روابط را با ان داشت. جالب اینجاست که هیچیک از دیکتاتورها از سرنوشت اسلاف شان درس عبرت نمی گیرند و گمان می کنند تا ابد می توانند بر تخت سلطنت اهریمنی خود تکیه بزنند. صد البته حاکمان کشور ما از این امر مستثنا نیستند و دیر نیست روزی که مردم با تکیه بر رهبری خود میدان آزادی را پس از تسخیر خالی نکنند…

Pal


فرستادن نامه به این نویسنده | همه‌ی نوشته‌های

دیدگاه خود را بیان کنید.