بسوی انقلاب

یک سایت دیگر با وردپرس

بایگانی برای دسته ’ سر مقاله ‘

مملو از خیز و افت! – رامین رحیمی

بدست • 19 مارس 2010 • دسته: سر مقاله

با نگاه به عملكرد چند ماهه ي اخير خواهيم ديد كه چگونه “كارگران كمونيست ايران” از همان لحظه يِ آغازين اين مبارزات، يعني از ساعات اوليّه صبح 23 خرداد 1388 كه دانشجويان و جوانان ما اعتراضات ضد استبدادي را به مرحله عمل مستقيم كشاندند، ما و نيروهاي مان در كنارشان بوديم و كليه عناصر و گروه ها و طبقات اجتماعي و بخصوص طبقه كارگر را به شركت در اين مبارزات متحدانه فرا خوانديم. باز هم با نگاه دقيق تري به اين اقدامات و محتوايِ پيام هاي ما، خواهيم ديد كه همواره به مردم درگير و حاضر در ميدان، به رغم اختلاف نظرهاي اساسي ايكه با رهبري اصلاح طلبان داشتيم به ديده يِ همرزم و يار خياباني نگاه كرده و دوش به دوششان مبارزه كرديم تا آنجا كه براي سركوبگران حكومتي تمايزي بين ما و ديگران وجود نداشت. البته عده اي مي توانند اتخاذ چنين روشي را از طرف ما حمل بر تاكتيك مخفي كاري و حفظ خود در زماني كه نيروهاي مان بسيار قليل مي باشند، كنند. اما، مسلماً نمي توانند با رجوع به واقعيات، حتي يك مثال از ايجاد افتراق و انشعاب در صفوف مردمي توسط ما بياورند و يا علت افت جمعيتي در اين مبارزات را به عملكردهاي ما نسبت دهند. اما، در عين حال اين هم صحيح است كه لحظه اي از انتقاد به رهبران اصلاح طلب و چپ بورژوازي دست بر نداشته و نقطه نظرات خود را بصورت واضح و روشن به ميان مردم برده و انتشار داديم. با اين حساب، آيا مي توان ما را متهم به ايجاد تفرقه و تضعيف مبارزات ضد استبدادي نمود؟ البته كه نه!



درباره پرولتاریا و راه پیش رو- رامین رحیمی

بدست • 21 فوریه 2010 • دسته: سر مقاله

من این مطلب را در زمانی می نویسم که شرایط مبارزه طبقاتی در ایران طبقه کارگر را بسوی تصادم با بورژوازی و حکومت آن می راند. این راهی است که چه ما کمونیست ها بخواهیم یا نخواهیم، و چه طبقه کارگر برایش آمادگی داشته باشد و یا نداشته باشد، در برابرش گذاشته شده است. اکثریت قریب به اتفاقِ نیروهای چپ، قبل از بوجود آمدن چنین شرایطی در مقابل بورژوازی لُنگ انداخته بودند و پرولتاریا را به سازش و محدود نگاه داشتن خواسته هایش در چهارچوب قابل تحمل برای بورژوازی نصیحت می کردند. برخی دیگر، پس از وضوح مسیر انقلابیِ شرایط، او را از حضور در میدان درگیری منع کردند. اما آیا واقعاً اینها دلسوختگان طبقه کارگر هستند؟ آیا واقعاً اینها می خواهند پرولتاریا را از سرنوشت شوم و خونین احتمالی نجات دهند؟ بنظر من، اینگونه نیست. چرا که هر انسان واقع بینی می داند که در شرایط بحرانی حاضر در ساختار سرمایه جهانی و بومی، تنها راه نجات برای بورژوازی، قربانی کردن طبقه کارگر است. پس سوأل تحمیل شده در چنین شرایطی این نیست که آیا طبقه کارگر را باید به جدالی نا برابر و محکوم به شکست دعوت کرد یا نه؟ بلکه اینست که آیا طبقه کارگر باید به میل خود به قربانگاه رفته و به صورت «مسالمت آمیز» گردنش را در خدمت قصاب بگذارد؟ یا اینکه باید خود را آماده جدال کند؟ و اگر هستند گروهی از کمونیست ها که معتقد به لزوم جدال طبقاتی می باشند، آیا باید این جدال را محدود به تاکتیک های تدافعیِ و بی حاصل سازند؟ و یا اینکه تمامی کوشش خود را به کار گیرند تا طبقه کارگر را در این جدال به پیروزی برسانند؟ در این نقطه است که ما به ضرورت و یا عدم ضرورت اتخاذ استراتژی و تاکتیک انقلابی می رسیم. و در همین نقطه است که ما باید گفته ی مارکس را به خاطر بیاوریم که می گفت: «طبقه کارگر یا انقلابی است یا هیچ چیز نیست!»



فراتر از شعارها 3 : تنها دستاورد انقلاب دمکراتیک، حکومت شوراها ست

بدست • 12 فوریه 2010 • دسته: سر مقاله٬متون آموزشی

در بخش گذشته دیدیم که اگر انقلاب دمکراتیک در نیمه راه منحرف نشود و تا سرنگونی حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی پیش رود، خلاء ناشی از فروپاشی قدرت سیاسی باعث شکوفایی نهادهای شورایی در محلات و مراکز شغلی مردم خواهد شد. و اگر کمونیست ها تا آن زمان به وظیفه تاریخی خود عمل کرده باشند، مردم […]



گرهگاههای تئوریک و تاریخی حزب طبقه کارگر ایران، فرهاد رها

بدست • 7 فوریه 2010 • دسته: سر مقاله

اكنون كه پس از سي سال ظلم و خودكامگي بساط بيدادگران حاكم بر ايران به واسطه دخالت توده اي مردم به هم ريخته است و اكنون كه شبح انقلاب خواب را از چشم طبقه حاكم بر ايران ربوده است بايد گفت اگر نه وارد دوران انقلابي اما وارد دوره بحران پيشا انقلابي شده ايم و مانند هر دوره بحران پيشا انقلابي مي رود كه مساله تعيين تكليف قدرت سياسي دوباره در دستور كار طبقات اجتماعي ايران قرار گيرد.
مساله كانوني در هر بحران انقلابي مساله دولت و تعيين تكليف دوباره دولت است.در شرايط بحران انقلابي هر كدام از دو طبقه اصلي جامعه سرمايه داري يعني بورژ‍وازي و پرولتاريا مي كوشند راه حل خود را براي مساله دولت پراتيك نمايند.بورژ‍وازي مي كوشد دولت را حفظ كرده و تنها شكل ان را براي انطباق با شرايط جديد انباشت كاپيتاليستي سرمايه تغيير دهد اما مساله براي پرولتاريا نه تغيير شكل دولت بلكه در هم شكستن دولت و جايگزين كردن ان با نهادهاي اعمال قدرت مستقيم مردم يعني شوراها است.از ديدگاه منافع مستقل پرولتاريا دولتي كه متشكل از ارتش،بروكراسي مافوق مردم و بيدادگاهها و زندان ها ست،چيزي جز اركان ستم طبقاتي نيست كه بايد برچيده شود.



پیشنهادی برای همگرایی کمونیست های انقلابی

بدست • 17 نوامبر 2009 • دسته: سر مقاله

خوشبختانه پس از برگزاری تظاهرات روز قدس ، تعداد زیادی از نیروهای «کمونیست» و فعالان کارگری ای که در آغاز مبارزات مواضع بغایت انحرافی نسبت به مبارزات مردمی گرفته بودند و منشاء و منبع آن را به انتخابات و رقابت جناح های هیئت حاکمه نسبت می دادند، به خود آمده و به مواضع اصولی تری سُر خوردند. البته باید در نظر داشت که پس از یک ماه و دو هفته سکوت (از تظاهرات “اعتماد ملی” تا “روز قدس”)، جنبش مردمی در جمعبندی از اقدامات موج اول مبارزات (از 23 خرداد تا تظاهرات “اعتماد ملی”) به شعارها و شیوه ی مبارزاتی قاطعانه تری دست یافته بود که دیگر کسی نمی توانست آن را به رهبران اصلاح طلب حکومتی نسبت دهد. اما، دلیل آن هر چه که می خواهد باشد، مهم این است که پس از گذشت چند ماه، مبارزات انقلابی مردمی توانسته است عناصر و گروه ها و سازمان های عقب مانده تر را نیز بسوی خود جذب کند.



فراتر از شعارها

بدست • 6 نوامبر 2009 • دسته: سر مقاله

بر خلاف ادعاها و تحلیل ها و تفاسیر کاذب جناح های مختلف حکومتی و لیبرال های طرفدار سرمایه داری انتخابات دهمین ریاست جمهوری و اقداماتِ کودتاگرانه یِ جناح نظامی – امنیتی، منشاء و منبع اعتراضات مردمی نبوده است. ادعاهای دو جناح کودتاچی و اصلاح طلب که هر کدام دیگری را باعث و بانی بحران های اجتماعی کنونی معرفی می کنند، در پنهان داشتن منشاء و منبع این بحران ها، حتی با سلطنت طلبان و جمهوریخواهان و حکومت های سرمایه داری جهانی، در همکاری کامل هستند. اتحادِ شوم و مسکوتی که برای انعقادش نیازی به جلسه و مذاکره و توطئه نبوده است. تنها کافی است که شما طرفدار سرمایه داری و یا حتی مخالف آن، اما بدون برنامه ای عملی برای عبور از آن باشید تا به این اتحاد نا مقدس راه یابید. آری! بحران کنونی جامعه یِ ما، همان بحرانی که اینک تظاهرات های خیابانی را بعنوانِ سرآغاز دور دیگری از اعتراضات مردمی باعث گشته است، منشاء خود را در سال 1341 همراه با برنامه ی «اصلاحاتِ ارضی» می یابد. «اصلاحاتی» که ضربه یِ نهایی را به نظام پوسیده ی خودکفایِ فئودالیسم وارد کرد و ایران را به دوران سرمایه داری رساند.



آرایش نیرو ها در آستانه 13 آبان

بدست • 30 اکتبر 2009 • دسته: سر مقاله

تنها راه ایشان اینک دادن مانور میان دو نیروی اصلی جامعه، یعنی دولت کودتا و مردم انقلابی است. ایشان باید بتوانند با همراه نشان دادن خود با اهداف مردمی، از نیروی آنها در جهت تحمیل عقب نشینی به جناح نظامی امنیتی استفاده کنند. اما در عین حال باید نیروهای انقلابی مردمی را از رسیدن به اهداف ناگزیرشان، یعنی براندازی حکومت جمهوری اسلامی و پایه گذاری نظام سیاسی دمکراتیک، باز دارند. این موقعیت باعث تحرکات زیگزاگی و التقاطی ایشان گشته است. از یکطرف برای جلب نظر مردم به دیکتاتوری و سلب آزادی های مردمی اعتراض می کنند، اما از طرف دیگر بر حفظ نظام دیکتاتوری و احترام به قانون اساسی و اجرایی آن اصرار دارند. با در نظر گرفتن این موقعیت اصلاح طلبان حکومتی است که ما می توانیم حرکات زیگزاگی و بنظر پیچیده و رمزآلود ایشان را بفهمیم.



درس هایی از گذشته -س.شایان

بدست • 21 اکتبر 2009 • دسته: سر مقاله

روزهای نفس گیری را پشت سر گذاشته ایم و روزهای سخت و پرتلاطمی را پیش رو داریم. اینک عاقلانه است که دمی قدم آهسته کنیم و نگاهی به پشت سر بیاندازیم.
در روزها و ماههای گذشته، در کوران حضور گسترده مردم در خیابان، علاوه بر اخبار و شایعات با مجموعه متنوعی از تحلیل ها و تفسیرها یی روبرو بودیم که گاه مبنایشان بر واقعیات استوار بود و گاه بر شایعات . تفاسیر ذهنی و دور از واقعیات موجود در کنار تحلیل های دقیق و یا نسبتا” دقیق هم جای خود را داشتند. این تحلیل و تفسیرها از سوی افراد وجریانات مدافع اقشار و طبقات موجود در صحنه اجتماعی عرضه می شد و اهداف ویژه خود را دنبال می کرد. طبیعتا” ما هم از این قاعده مستثنا نبودیم. ما به هیچ وجه نمی توانستیم ناظر خنثای حوادث جاری در اطراف مان باشیم. تا آنجا که به مواضع ما مربوط می شود باید بگوییم از نظر ما سوسیالیسم کالایی لوکس و شیک که بدرد تزیین ویترین احزاب و سازمانها بخورد نبوده بلکه ضرورتی طرح شده بود و می بایست به این ضرورت پاسخی مناسب می دادیم.



چرا شعار محوری انقلاب ایران باید »جمهوری دموکراتیک شورائی« باشد (2)

بدست • 16 اکتبر 2009 • دسته: سر مقاله

ما معنی اصلی دموکراسی را نوع یا شکل معینی از حکومت جمهوری میدانیم که در آن توده مردم بر طبقات دارا حاکم اند. ارسطو به عنوان مخالف سر سخت دموکراسی، در کتاب سیاست، دموکراسی را همین گونه تعریف کرده است. لنین هم در فصل ٧ کتاب دولت و انقلاب، می گوید: « دموکراسی شکلی از دولت است، یکی از انواع آن است. در نتیجه مانند هر دولت دیگری عبارت است از کاربرد سازمان یافته و سیستماتیک قهر به ضد موجودات انسانی. این یک جنبه است. اما جنبۀ دیگر دموکراسی به معنی پذیرش رسمی [ صوری ] برابری شهروندان، حق برابر همه در تعیین ساختار و ادارۀ دولت است. این امر به نوبۀ خود با این واقعیت پیوند دارد که دموکراسی در مرحلۀ معینی از تکامل خود، پرولتاریا را همچون طبقۀ انقلابی به ضد سرمایه داری متحد می کند و این امکان را به او می دهد تا ماشین دولتی بورژوائی حتی نوع جمهوری آن و ارتش دائمی، پلیس و بوروکراسی را خرد و خاکشی کند و از صفحۀ زمین محو سازد و سپس به جای همۀ اینها ماشین دولتی دموکراتیک تری را که هنوز ماشین دولتی است در شکل توده های مسلح کارگر که به شرکت همگانی در میلیشیای مردم تحول می یابد جانشین نماید. ».
تعریف دموکراسی به عنوان نوعی از فرهنگ و اندیشه، یا آزادی های اجتماعی، در فرمول جمهوری دموکراتیک شورائی نقشی ندارد هر چند که انقلاب دموکراتیک به رهبری طبقۀ کارگر باید فرهنگ و اندیشۀ دموکراتیک و آزادی های اجتماعی را به گسترده ترین وجه بسط دهد. باز تکرار می کنیم که دموکراسی نوعی حکومت جمهوری است که در آن توده مردم بر طبقات دارا حاکم اند.



چرا شعار محوری انقلاب ایران باید «جمهوری دموکراتیک شورائی» باشد (1)

بدست • 9 اکتبر 2009 • دسته: سر مقاله

یکی از پرسش های اساسی در رابطه با طرح شعار « جمهوری دموکراتیک شورائی ایران » این است که چرا با وجودی که جامعۀ ایران سرمایه داری است، اما انقلاب پیشاروی این کشور سوسیالیستی نیست؟ پیش از پاسخ به این پرسش، باید کمی دربارۀ تئوری دوران گذار از نظر سوسیالیسم علمی سخن گفت:
دوران گذار از نظر سوسیالیسم علمی، که مارکس آن را با مفهوم تداوم انقلاب آغاز کرد، بدین معنی است که پرولتاریا در دوران انقلاب اجتماعی که به جامعۀ کمونیستی، یعنی به جامعۀ بی طبقات، جامعۀ بدون دولت و سیاست منتهی خواهد شد از دوره های انقلاب های سیاسی و انقلاب های اجتماعی که مجموعاً دوران انقلاب اجتماعی را به وجود می آورند گذر خواهد کرد. روشن است که این دوران با انقلابی سیاسی آغاز خواهد شد که در آن طبقۀ کارگر قدرت سیاسی را به دست می گیرد و با در دست داشتن ابزار قدرت سیاسی جامعه را بسوی انقلاب اجتماعی هدایت می نماید